خرید بک لینک

همه ما او را به عنوان روشنایی خانه،دوست بچه ها و کسی که خانه بی او سوت کور است و بهشت زیر پاییش نیست می شناسیم.ولی ای کاش!! کمی درمورد پدر می گفتند پدر طوریست که هی هست هی هست ولی یک روز می بینی که دیگر نیست و بدون آنکه خبر بدهد می رود،ظاهرش شکسته نمی شود جسمش هست ولی روحش و تمام تاروپودش صرف خانواده می شود.

من پدر را همانند خودکار می بینم شاید به نظرتان مسخره باشد که خودکار کجا و پدر کجا ولی خودکار هم همانگونه است که هی هست هی هست ولی می بینی یک دفعه ای نیست و برای همیشه تمام می شود؛ظاهرش فرقی نمی کنه همانگونه می ماند ولی ذره ذره وجودش(جوهرش)را صرف نوشتن ما می کند.

پدر نیز همانگونه است تمامی تجربیاتش را برای آموزش و تربیت بچه هایش صرف می کند و جوهر وجودش را برای همیشه !!!

پدروخودکار هر دو درحالی که ما نمی بینیم می سوزند،تمام می شوند و می روند برای خودکار یک جایگزین می شود پیدا کرد ولی پدر هرگز....

پس این دو درحالی که شباهت دارند یک تفاوت کوچک نیز دارند خودکار نمونه دارد ولی پدر نمونه ندارد؛او تنها کسی است می تواند بهترین دوست ما شود ،تجربیات و حرفهایش را نمی توان در سرتاسر جهان پیدا کرد.

خودکارها یکی پس از دیگری می آیند و می روند ولی پدر برود دیگر نمی تواند بیاید.


برچسبها: دهم , انشا , درس ششم , نوشته ذهنی , 2

برچسب: نویسنده: کیانوش احمدی تاريخ: پنجشنبه 29 تير 1396 ساعت: 0:20

صفحه بندی